Photography

Posts from the ‘Blog’ category

عکاس جنگ؛ من از این عنوان متنفرم

«ویدیوی جدیدی که از «دان مک کالین

 بسیاری او را به عنوان عکاس جنگ می شناسند اما او از اینکه بعد از مرگش با این عنوان شناخته شود بیزار است. می گوید بعد از تلف کردن ۵۰ سال از زندگی ام در جنگ های مختلف به این نتیجه رسیدم که هیچ فضیلتی در نشان دادن زجرکشیدن آدمی نیست چرا که او در لحظه ی جان دادن تنها کسی که می خواهد ببیند یک عکاس است. می گوید جنگ ورای قدرت و اختیار ماست. به خاطره ای اشاره می کند که سربازی در وسط جنگل از مافوقش سوال می کند که با زندانی ها چکار کنیم و او بلافاصله دستور قتل و اعدام آن ها را صادر می کند. «من دیگر نمی خواهم شاهد چنین صحنه هایی باشم و چنین دیالوگ هایی را بشنوم. این ارزش های اشتباه و غلط همه به سراغ من می آیند و من باید آن ها را در خودم کنترل کنم».  می گوید بودن در چنین موقعیت هایی که هیچ راه و قدرتی برای تغییر سناریو نداری بسیار دشوار است. او در ابتدای ویدیو به خاطره ای اشاره می کند که سربازی اسلحه را به سمت او شلیک می کند و گلوله به دوربین که جلوی صورتش بوده اصابت کرده و سوراخی در آن ایجاد می کند. دان مک کالین هنوز این دوربین نیکون را نگه داشته. «صحنه های وحشتناکی که من در زندگی دیده ام گاهی به طور غیرمنتظره به سراغم می آیند. ۵۰ سال شبیه من زندگی کردن کار آسانی   نیست».

Don McCullin

Don McCullin

دان می گوید داشتن یک خانواده و بچه هایی که مسوول شان هستم به من در ایجاد تعادل روحی ام کمک کرده. «ولی همان هم گاهی سخت بود. سخت بود که از کوره در نروی وقتی از جایی می آمدی که بچه های زیادی به خاطر قحطی کشته شده اند و بعد به خانه ات در لندن  بچه هایت را می دیدی که از خوردن غذایی که باب میل شان نیست سرباز می زدند». می گوید این ها شرایط سختی است که من تجربه کردم اما آیا انسان بودن خود کار دشواری نیست؟!

دان مک کالین این روزها به عکاسی در طبیعت مشغول است و می گوید از این کار لذت زیادی می برد. از این که برای عکاسی از آسمان و درخت نیاز به اجازه گرفتن ندارد و هر بار بی دغدغه کلی عکس خوب می گیرد خوشحال است. او این لذت را به رفتن به یک سوپرمارکت و پرکردن کوله اش از بهترین خوراکی ها بدون نیاز به پرداخت پول تشبیه می کند! او می گوید تخیل، قصد و لذت کشف کردن، چیزهایی ست که من را در زندگی ام هدایت می کند. «نه فقط کشف چیزی درباره ی خودم بلکه درباره ی کره ی زمینی که روی آن زندگی می کنم». می گوید این روزها اشتیاق بیشتری برای چاپ کردن عکس هایم از طبیعت ومنظره دارم. دلم می خواهد وقتی زمان آن می رسد که باید زمین را ترک کنم با عکس هایم از طبیعت شناخته شوم نه به عنوان عکاس جنگ. «من از این عنوان متنفرم

ویدیو را این جا ببیند

آثار دان مک کالین را این جا ببینید.

!چگونه عکاسی خود را ویرایش کنید

– نوشته ای از: جاش لوستیگ –اصل مطلب

.جاش از عکاسان و ادیتورهای آژانس «پانوس» است. وی در این نوشته از چند عکاس این آژانس خواسته تا نکاتی که به نظرشان در ویرایش داستان تصویری مهم می آید را بیان کنند؛ نکاتی که با بهره گیری آن ها بتوان روایتی کوتاه و موثر داشت

nafisemotlaq.com.translation.jash

!حرف های دیگران را بشنوید

نکته این جاست که شما ادیتور خوبی برای عکس های خودتان نیستید. «آلفرودو چالیز»، عکاس اسپانیایی، می گوید: «بعضی از عکس ها مثل عسل به تو می چسبند. ممکن است آن ها از بهترین عکس های تو نباشند، اما به دلایل پیچیده ای برای تو ماندگارند. تو برای انجام پروژه ای گاهی هفته ها، ماه ها و یا حتا سال ها زمان صرف می کنی و داستانی پشت هر فریم عکس ات وجود دارد. این خاطره ها گاهی تو را نسبت به ارزش و اثر مستقل یک تصویر کور می کنند»

اسپن رسماسن»، عکاس نروژی تبار این آژانس که ادیتور عکس یکی از بزرگ ترین روزنامه های نروژ نیز هست از یک تیم پشتیانی قوی بهره می گیرد. او معتقد است داشتن همکاران حرفه ای برای مشورت گرفتن اهمیت زیادی دارد. «من از همکاران نویسنده و عکاس ام بازخوردهای ارزشمندی می گیرم. یکی از محبوب ترین همکارانم، «رونی برگ»، گزارش نویسی ست که نگاه بسیار متفاوتی به دنیا دارد. از شرکای کاری ام «هیلد» عکاسی ست که همیشه صادقانه ترین نظرات را به من داده است.

!بی رحم باشید

اسپن می گوید: «من همیشه سعی می کنم هیچ چیزی در داستان تکرار نشود. اگر دو عکس تقریبن یک چیز را می گویند و یا در محتوا، حس و کادربندی با هم شباهت دارند یکی را حذف می کنم. کار بسیار مشکلی ست که هنگام ویرایش عکس تا این حد سخت گیر باشید اما یک داستان هیچ وقت با عکس ضعیف بهتر نمی شود. زمانی که مجبور هستید در زمان بندی های فشرده، کاری را تحویل دهید مساله ی ویرایش عکس می تواند شما را با چالش جدی رو به رو کند اما اگر برای این کار به خودتان زمان کافی بدهید در روند ویرایش کمک فوق العاده ای می کند. من عکس ها را برای مدتی کنار می گذارم و بعد آن ها را بازنگری می کنم. اغلب اوقات این فاصله گذاری به من کمک می کند تا عکس هایی که تکرار می شوند یا با داستان تناسب ندارند را تشخیص دهم.

عکاس بریتانیایی ساکن استانبول، «گی مارتین»، معتقد است یک داستان می تواند در ۶ تا ۱۲ عکس روایت شود. او می گوید: «من با کم کردن عکس ها تا ۱۰-۱۲ قطعه مشکلی ندارم اما سخت ترین بخش کار برای من ترتیب دهی و روند کنارهم گذاشتن عکس هاست».

!روند و ترتیب عکس ها را درست کنید

ترتیب قرارگرفتن عکس ها کنار هم می تواند به اندازه ی ویرایش دشوار باشد و اساسن بسیار سخت است که برای این کار قاعده و قانونی گذاشت. برای «آلفردو سالیز» دو عامل وجود دارد: «یکی فرم و رنگ و کادربندی ست و یکی محتوا و معنا. من در ترتیب و روند تک تک عکس ها سعی می کنم به هر دو عامل توجه کنم». اسپن می گوید: «من سعی می کنم یک شروع غافلگیر کننده برای داستان پیدا کنم. برای من بسیار مهم است که عکس ها با هم در تناسب باشند. اگر یکی دو عکس حال و هوای متفاوتی نسبت به بقیه داشته باشند داستان را نابود می کند. هر عکس باید ما را به عمق داستان نزدیک کند. من اغلب سعی می کنم پایانی باز برای روایت ها در نظر بگیرم. ویرایش عکس ها فقط نباید جنبه توضیح و تشریح داشته باشد بلکه باید سوال برانگیز باشد. در سایر موارد نیز سعی می کنم عکسی را برای پایان روایت درنظر بگیرم که به صورت طبیعی ما را به آغاز داستان بازگرداند. بدین ترتیب داستان دایره وار بر مدار خود می چرخد.

!عکس ها را چاپ کنید

هیچ کاری به ویرایش عکس به اندازه چاپ کاغذی کمک نمی کند. می توانید عکس ها را روی کاغذهای کم دوام، کوچک و ارزان قیمت چاپ یا پرینت بگیرید اما گذاشتن عکس ها در کنار هم روی زمین و نگاه کردن به آن ها از بالا یک زاویه و دید جدید به شما می دهد. گی مارتین دراین باره می گوید: «من معمولن با جعبه ای از عکس های چاپ شده به این جا و آن جا سفر می کنم ، در مسیرم در هواپیماها و قطارها کار ویرایش را انجام می دهم. واقعن نمی دانم مردم چگونه روی مانیتور این کار را می کنند؟. زمانی که من کتابم را ویرایش می کردم تمام عکس ها و متن هایش را روی دیوار اتاق خواب ام چسبانده بودم و مدام آن ها را جا به جا می کردم و بعضی را حذف و اضافه می کردم. من با عکس ها تا جایی که بتوانم آن ها را تحمل کنم زندگی می کنم

عکاسان ایرانی بهترین سفیران فرهنگی ایران هستند

بخش رسانه خبرگزاری شقفنا به تازگی راه اندازی شده و قرار است به صورت اختصاصی به مباحث مربوط به رسانه، خبرنگاری و عکاسی مطبوعاتی بپردازد. این جا به چند پرسشی که فرستادند پاسخ دادم. با کلیک بر روی عکس مطلب را بخوانید:

 

 

 

نمایشگاه کتاب عکس سنگاپور

به لطف دوستانم در کلوپ تازه تاسیس «بوکو فتو» امسال کتاب عکس من هم در نمایشگاه تخصصی کتاب عکس سنگاپور به نمایش در آمد. امکان سفر برایم فراهم نبود اما طی مصاحبه ای گفتنی ها را در مصاحبه ای ضبط کردند و در بخش معرفی کتاب های عکس غرفه مالزی به آن پرداختند. .

nafisemotlaq.com.bukufoto

فستیوالی برای زنان سرخ پوش

فستیوالی به نام «تیج»  هر ساله در شهرهای نپال برگزار می شود. این فستیوال سه روزه مختص زنان است. آن ها این سه روز را روزه می گیرند و با لباس هایی به رنگ قرمز در جشن های خیابانی به جشن و پایکوبی می پردازند

تعدادی از عکس های من را مجله ی اینترنتی «ایماهو» ببیند.

 

Emaho

جشنواره عکس OBSCURA

به نظر میاد این جشنواره یک سر و گردن از جشنواره های عکسی که تا به حال در مدت اقامت من در کشور مالزی برگزار شده بالاتر است. یک جشنواره ی بین المللی عکس به نام OBSCURA

این جشنواره ی ۱۰ روزه عکس بخشی از یک جشنواره ی بزرگ تر یک ماهه در شهر زیبای «پینانگ» است که در سایر حوزه های هنری فرهنگی مانند موسیقی، تاتر، رقص و فیلم در حال برگزاری ست

در بخش های مختلف این رویداد هنری از عکاسان مالزیایی و بین المللی دعوت شده تا از تاریخ ۲۱ الی ۳۰ ژوئن در چهار بخش نمایشگاه، کارگاه آموزشی، سخنرانی و بررسی حرفه ای کارهای عکاسان جوان حضور داشته باشند

اطلاعات بیشتر درباره ی جزییات برنامه ها را در سایت جشنواره که توسط یکی از هنرمندان ایرانی مقیم مالزی طراحی شده مطالعه کنید

جشنواره بین المللی عکس پرتره کوالالامپور

  اگر علاقه مند عکاسی هستید و در مالزی زندگی می کنید دیدن جشنواره بین المللی عکس پرتره را از دست ندهید. سایت

 شنبه ی گذشته طی مراسمی برندگان را اعلام کردند و عکس ها تا 23 ماه ژوئن بر دیوار گالری پتروناس واقع در برج های دوقلو نمایش داده می شوند

.در یک نظر کلی نسبت به سال گذشته، امسال عکس های بهتری به جشنواره راه پیدا کرده بود اما عکس های برگزیده خیلی خوب انتخاب نشده بودند. احساس می کنم یک الویت بندی برای عکاسان منطقه وجود داشت. امیدوارم اشتباه کنم چون اگر واقعن این طور باشد  تنوع کارها به لحاظ بین المللی آسیب خواهد دید

nafisemotlaq.com_blog_klpa

نمایشگاه دانش جویی

رفته بودم افتتاحیه نمایشگاه گروهی از دانش آموختگان عکاسی در یکی از دانشگاه های تازه تاسیس مالزی. دانشگاهی که در یک اقدام عجیب رشته ی عکاسی را در حوزه ی علوم تکنولوژیک تقسیم بندی کرده و در کنار سایر رشته های مهندسی دانشجو می پذیرد. استاد راهنمای این دانشجویان از عکاسان خوب خبری در مالزی ست که با آژانس عکس اروپا همکاری می کند.

چیزی که باعث شد این متن را بنویسم شیوه ای بود که وی از دانشجویانش برای ارایه کارهای نهایی شان خواسته بود. دانشجویان که حدود ۱۵ نفر بودند هر کدام فضایی را برای نمایش مجموعه ای از کارهایشان بر روی دیوار در اختیار داشتند که باید در کنار آن می ایستادند و به سوال های احتمالی بازدیدکنندگان پاسخ می دادند.
در کنار هر مجموعه سکویی بود که روی آن کارت ویزیت دانشجو، چند بروشور از کارها و معرفی خود  و یک آلبوم از سایرکارهای عکاسی او در زمینه های مختلف وجود داشت. این آلبوم ها که این روزها در مالزی بسیار رواج پیدا کرده به صورت کتاب پرینت دیجیتال می شوند
در این روز چند داور با گرایش های مختلف حضور داشتند که بعد از گوش دادن به صحبت های دانشجو به وی نمره می دادند
نکته ی جالب دیگر برچسب های رنگی کوچکی بود که به بازدیدکنندگان اجازه می داد تا با نوشتن نظرشان به رسم شبکه های اجتماعی مجازی «کامنت» خود را کنار قاب عکس بچسبانند.  در عین حال با دعوت از سه عکاس بومی و بین المللی برای سخن رانی  تعدادی از عکاسان خوب دیگر هم حضور داشتند و این فرصت خوبی بود برای دانشجویان تا با عکاسان حرفه ای آشنا شوند و کارهای شان را نشان دهند .
بر خلاف سال های گذشته، عکاسی اجتماعی و مستند یکی دو سالی ست که در مالزی پا گرفته و به نظر می رسد با توجه به دروازه ی باز این کشور به جریان های بین المللی به زودی موج تازه ای در عکاسی مالزی به راه خواهد افتاد
بازدید کننده ی کوچک

نشریه دانشگاه یو.پی.ام

چند ماه پیش مسوول دپارتمان ارتباطات بین الملل دانشگاه یو.پی.ام. یک گپ کوتاه درباره ی فعالیت های غیردانشگاهی ام زده بود که به تازگی نسخه ای از آن بدستم رسید.  داستان از این قرار است که همان چند ماه پیش من در یک مسابقه ای که با هدف تحکیم وحدت در بین اقوام مالزیایی بود شرکت کردم که به عنوان ۵ ایده ی اول برگزیده شد. از ما خواستند تا در برابر ۵ داور که از ۵ سازمان غیردولتی آمده بودند از ایده ی خود دفاع کنیم. آن روزاحساس حضور در مسابقات معروف به «ریلیتی شو» را داشتم! خلاصه این که طرح من برنده شد و این گپ در همان راستاست و البته اشاره ای هم به فعالیت های هنری من  دارد. از توجه و لطف شان خوش حال شدم؛ یادگاری خوبی ست در آخرین سال تحصیلم در این دانشگاه.

www.nafisemotlaq.com-blog-upm

هاله کوچولو

در صفحه های مجازی متوجه عروسکی شدم به نام “هاله کوچولو” که مدام با مردمان ملیت های مختلف عکس می گرفت؛ یه روز ایتالیا بود، یه روز فرانسه و این روزها درشهرهای مختلف آمریکا. پیدایش کردم و باهاش

گپ زدم که در روزنامه ی اعتماد منتشر شد. اینجا متن کامل را بخوانید

www.littlehaleh.com

www.littlehaleh.com